نوشته شده در ۱۳ - تیر - ۱۳۸۸

درخواست طلاق زهرا رهنورد از میرحسین موسوی

divorce zahra rahnavard gajamoo

در پی شکست و ناکامی آقای میرحسین موسوی در دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری،خانم زهرا رهنورد،همسر میرحسین از دادگاه درخواست طلاق کرد.
به گزارش خبرنگار روزنامه عدالت سبز،خانم رهنورد که از مدت ها قبل با آقای میرحسین بر سر نشستن لباس هایش با پودر ۴ آنزیمه تاژ اختلاف داشته،مسئله شکست اخیر او را در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بهانه ای دیگر برای جدا شدن از میرحسین مطرح کرد که عصر روز جمعه در حالیکه دادگاه خانواده تهران تعطیل بود طی دادخواستی از موسوی درخواست طلاق و برگه دادخواست را بزور لای درب ورودی دادگاه خانواده انداخت و به منزل خود مراجعه کرد.
به گزارش خبرنگار روزنامه عدالت سبز،خانم رهنورد وقتی از دادگاه به منزل رسیدند ،فورن موضوع درخواست طلاق را با فرزندان خود در میان گذاشت که فرزندان پس از شنیدن خبر درخواست طلاق،از فرط شادی در مانتوی خود نگنجیده و با راه انداختن بزن و بکوب و انجام حرکات موزون با آهنگ باباکرم،دوست دارم، مادر را بشدت بغل کرده،سپس با پای برهنه به کوچه و خیابان اطراف منزل رفته و شعار،مامان زهرا تو دیگه کی هستی ، چرا این بابا رو می خواستی،شادی کنان به طرف سوپرمارکت  محله رهسپار شدند تا با خرید چند تا بستنی چوبی میهن جشن خود را کامل نموده که این مسئله به مذاق همسایه ها ی اصول گرا خوش نیامده و با دادن شعارهایی چون : احمدی بت شکن،تخم مرغ غیر رسمی را نشکن، دختران میرحسین را فراری دادند.
طبق آخرین خبرهای رسیده ی ناموثق، این احتمال وجود دارد که خانم زهرا رهنورد پس از تشریفات قانونی طلاق با فردی بنام کـَرَم که قبلن اسمش در همان آهنگ باباکرم آمده بود، ازدواج کند.
در خاتمه لازم به توضیح می باشد،خانم زهرا رهنورد متولد ۱۳۳۰ و با میرحسین موسوی در سال ۱۳۴۸ در یک نمایشگاه نقاشی که خود برپا کرده بود آشنا و پس از مدت زمان کوتاهی با هم ازدواج کردند که حاصل این ازدواج سه دختر می باشد.

نوشته شده در ۱۲ - تیر - ۱۳۸۸

کشف بیش از هزار صندوق رای در منزل میرحسین موسوی

entekhabat gajamoo

ساعت ۲۱ روز پنجشنه ۱۱ تیر ماه سال ۱۳۸۸ تنی چند از بازرسان شورای نگهبان باتفاق عده ای از خبرنگاران روزنامه های صبح و عصر تهران برای رفع پاره ای از شبهات مبنی بر خارج شدن تعدادی از صندوق های رای از منزل میر حسین موسوی زنگ درب منزل را بصدا در آوردند و لحظاتی بعد صدای مردی از آیفون بگوش رسید.
موسوی – کیه؟
بازرس – آقای موسوی بنده ….. هستم که به اتفاق چند نفر از شورای نگهبان آمده ایم که در جمع ما،عده ای از خبرنگاران روزنامه های صبح و عصر حضور دارند که اجازه ورود می خواهیم.
موسوی – برای چه کاری آقای …….. ؟
بازرس – با پوزش از محضر حضرتعالی،خبر رسیده هر روز تعدادی از صندوق های رای از منزل شما خارج می شود.
موسوی – آقا شما را بخدا قسم می دهم شایعات یک عده آدم بیکار را باور نکنید / شب خوش
بازرس – جناب موسوی،چرا شب خوش؟ آقا لطفن اجازه دهید برای رفع شبهات،تا این چند خبرنگار محترم با شما مصاحبه می کنند بنده به اتقاق دیگر همکاران گشت کوتاهی در گوشه و کنار منزل می زنیم تا …………
موسوی – آقای عزیز،شما خجالت نمی کشید به کسی که بیش از ۲۴ میلیون رای آورده،چنین تهمتی می زنید؟
بازرس – باور کنید آقای میرحسین،ما چنین قصدی نداشته و نداریم ضمن اینکه مامور هستیم و معذور،پس لطف کنید درب منزل را باز کنید.
در همین بین خانم مسنی با کمری خمیده در حال عبور از کنار حاضرین بود و عصایی هم در دست دست داشت،پرسید:
پیرزن – ننه چه خبره؟
خبرنگار – چیزی نیست مادر،آمدیم تا با آقای موسوی مصاحبه کنیم.
پیرزن – برنده شدند؟
خبرنگار – برای برنده یا بازنده شدن ایشان به اینجا نیامده ایم.
پیرزن – اگه منزل نیستند،تشریف بیارید منزل ما،تا بیایند؟
خبرنگار – ممنون مادر،شما همسایه جناب میرحسین هستید؟
پیرزن – آره ننه،اما این سید اولاد پیغمبر،دیگه اون سید همیشگی نیست. خدا بگم این احمدی نژاد رو چیکار نکنه که سید ما را شب زنده دار کرده،طوری که ما هم از سر و صدای شمارش های سید،شب ها آرام و قرار نداریم.
خبرنگار – شمارش چی؟
پیرزن – بقول مش قاسم خدابیامرز ” بازیگر سریال دائی جان ناپلئون ” تا قبر آ آ آ. از زمانیکه شایعه شده،یازده میلیون از آرا موسوی به حساب احمدی نژاد منظور شده ،نیمه های شب صدای شمارش بلند بلند سید از ۱۳ میلیون تا ۲۴ میلیون خواب و آرامش ما و دیگر همسایه ها را بر هم زده ضمن اینکه امروز برای سلامتی اش رفتم امامزاده صالح تا شاید این سید عزیز،دست از این خواب و خیالات خود برداره و به زندگی عادی خودش ادامه بده.
خبرنگار – خدا عمر با عزت نصیب شما کنه مادر
درب منزل آقای موسوی باز شد و خانم زهرا رهنورد همسر میرحسین در حالیکه چادری بر سر داشت بعد از سلام و احوالپرسی گفت :
زهرا رهنورد – تنها خواهشی که از شما دوستان دارم این است هر چیزی را می بینید،جدی نگرفته و در صورت امکان به رسانه ها کشیده نشود
بازپرس – خانم رهنورد،می شود بیشتر توضیح دهید؟
زهرا رهنورد – عده ای ساعتی پس از پایان انتخابات به میرحسین زنگ زدند که رقیب تو احمدی نژاد در بیشتر استانها از تو پیشی گرفته و بعید بنظر می رسه برنده این انتخابات باشی،اما می توانی در سایت های حامیان خود شایعه کنی که موسوی برنده انتخابات شده تا فردا ببینیم چه کاری می توانیم بکنیم.
از فردای آنروز،با شایعاتی که در سایت های حامیان موسوی مبنی بر برنده شدن موسوی پخش شد کم کم خود میرحسین هم باورش شد که برنده انتخابات شده و احمدی نژاد یازده میلیون آرا او را به نام خودش ثبت کرده تا اینکه یک روز وقتی از دانشگاه به منزل برگشتم،دیدم اتاق های منزل ما پر است از صندوق هایی شبیه صندوف انتخابات که در آن برگه های جعلی با نام میرحسین ثبت شده بود وقتی صندوق ها را شمردم دیدم بیش از ۱۰۰۰ صندوقه که متاسفانه شب ها میرحسین در صندوق ها را باز و شروع به شمردن آن آرا با صدای بلند می کرد تا اینکه تصمیم گرفتم بطور پنهانی هر روز چند تا از این صندوق ها را از منزل خارج و دور بیاندازم که متاسفانه نمی دونم چطور خبر آن به گوش شما رسید.
بازپرس - خانم رهنورد،ضمن تشکر از توضیحات خوب شما،امیدواریم حال ایشان هر چه زودتر خوب شود.

پ . ن هر روز ۱۰۰۰ تا مطلب غیر واقعی در سایت ها ی مختلف برای تشویش اذهان عمومی از احمدی نژاد منتشر می کنید،این بار نوبت به ما رسید البته نه بدروغ،فقط به جهت مزاح

نوشته شده در ۱۱ - تیر - ۱۳۸۸

آقای موسوی،لطفاً از خواب بیدار شو

Sleep mousavi gajamoo

حزب توده در مهرماه سال ۱۳۲۰ توسط عده ای از فعالان چپ و ملی گرایان بنامی چون احسان طبری،بزرگ علوی،سلیمان میرزا اسکندری …… در بندرانزلی تاسیس شد که بعد از ۴۰ سال فعالیت در سال ۱۳۶۲ بسیاری از رهبران و اعضای حزب بخاطر دست داشتن طرحی در برای براندازی حکومت جمهوری اسلامی دستگیر و عده ای از فعالان حزب توده اعدام و عده ای دیگر روانه زندان شدند و بخشی دیگر از فرصت بدست آمده نهایت استفاده را کرده و در کشورهایی چون آلمان پناهندگی سیاسی دریافت و هم اکنون در حال ادامه دادن فعالیت های سیاسی خود بر علیه نظام هستند / بماند
امروز بعد از ۶ سال یکی از همکاران گذشته ام را که از حامیان پر و پا قرص حزب توده است در یکی از شرکت های مهندسین مشاور دیدم که طبق عادت گذشته اش،در حال زدن مخ دیگران بود.
با دیدن من بلند شد و پس از دست دادن و بوسیدن!! همدیگر و حال و احوال و چاق سلامتی،پرسیدم : از صحبت هایی که با دیگر دوستان داشتی،بنظرم رسید تغییر رویه دادی و رنگ رخسار همیشه سفید شناسنامه  خود را،رنگی کردی؟ نکنه به موسوی رای دادی؟
گفت : تو که بهتر از دیگران می دانی آدمی نیستم در نظام جمهوری اسلامی به کسی رای دهم ضمن اینکه موسوی در قد و قواره ی ریاست جمهوری نیست.
پرسیدم : پس چرا همزمان با ورودم داشتی به این دوستان می گفتی که باید بروند خیابان بین آن عده از افرادی که دارند از موسوی حمایت می کنند و با آنها فریاد بزنند ،مرگ بر ……
گفت : دیوانه،سیاست یعنی همین.
باید امثال موسوی ها را که زمانی با خود نظام بودند جلو بیندازی،تا بر علیه نظامی که خود زمانی سکان دارش بوده،حرف بزند و تو به دورغ برای اینکه به هدف خود برسی با مردمی که با او هستند فریاد زنده باد موسوی،مرگ بر ……. بزنی تا به هدف خود نزدیک شوی و همین که به هدف نزدیک شدی باید او را قربانی کنی تا مردم جریحه دارتر شوند،آنوقت است که برای براندازی حکومت ما پا پیش خواهیم گذاشت و ………..
خرف ها و سوال و جواب های بین من و آن شخص به اصطلاح دوست ۲ ساعت طول کشید و بخاطر پاره ای از مسائل صلاح نمی دانم همه ی آن گفت و شنود ها اینجا بازگو شود ضمن اینکه تعجب می کنم چطور آقای موسوی با اینکه خود سالها در عرصه سیاست بوده،گول و نیرنگ های یک عده حزب توده ای را خورده که در حرف،خود را حامی موسوی قلمداد می کنند اما در عمل با او دشمن هستند و بنوعی ایشان را سپر بلای اهداف خود قرار داده اند که امیدوارم هر چه زودتر آقای موسوی از خواب بیدار شوند.

نوشته شده در ۱۰ - تیر - ۱۳۸۸

بنظر شما در انتخابات آینده ریاست جمهوری،موسوی برنده است یا آنجلینا جولی؟

Angelina Jolie mousavi  gajamoo

از گوشه و کنار شنیده می شود خانم آنجیلنا جولی می خواهد همانند آرنولد شوارتزینگر هنرپیشه عضله ای فیلم ترمینیاتور که چند سال قبل از دنیای بازیگری وارد سیاست شد و توانست فرماندار کالیفرنیا شود، شانس خود را در عرصه ی سیاست،آن هم در پست ریاست جمهوری آزمایش کند که اگر این اتفاق بیفتد و آنجلینا جولی بتواند در انتخابات آتی آمریکا،اوباما را شکست و به کاخ سفید راه یابد،باید شاهد تغییر و تحول های جدیدی در آمریکا باشیم.
ازسوی دیگر،شورای نگهبان صحت دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را تایید  و آقای دکتر احمدی نژاد برای ۴ سال دیگر رئیس جمهور ایران شد که طبق قانون اساسی دیگر نمی تواند در دوره ی آینده انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند که این بنوعی یک شانس برای آقای موسوی می باشد که البته هنوز مطمئن نیستم آیا شورای نگهبان در دوره آینده آقای موسوی را تایید خواهد کرد یا نه ضمن اینکه  فرض را بر این بگذاریم اگر همه چیز ” این چیز با اون چیز فرق می کنه ” بر وقف مراد این دو نامزد باشد،بنظر شما آیا این دو نفر می توانند در انتخابات آینده برنده شوند؟

پ . ن از مرجان خانم عزیز بابت بدقولی در ارسال ایمیل عذرخواهی می کنم / انشاءالله فردا